آرشيو خبر صفحه علمی فرهنگی داخلی
امتیاز مثبت 
۰
 
Share/Save/Bookmark
فاجعه منا جزء علائم ظهور نیست!
چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۳۶
در مورد علائم ظهور اعم از حتمی و غیرحتمی این پاسخ قطعی است که فاجعه عید قربان و کشته شدن حجاج خانه خدا در مِنا نه تنها جزء علائم حتمی ظهور نیست بلکه اساسا جزء علائم ظهور محسوب نمی شود.
پایگاه خبری تحلیلی هم اندیشی: پس از فاجعه ای که در روز عید قربان برای حجاج در مِنا رخ داد و به کشته، مصدوم و ناپدید شدن جمع کثیری از حاجیان در مناسک رمی جمرات انجامید، بازار برخی شایعات و اقوال نیز در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی گرم شد به گونه ای که با انتشار بریده ای از یک کتاب تلاش بر آن بود تا این فاجعه به عنوان یکی از علائم ظهور امام عصر (عج) معرفی شود؛ از این رو و به منظور بررسی ارتباط این فاجعه با ظهور، با حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا شهبازیان، کارشناس مرکز تخصصی مهدویت به گفتگو پردخته ایم که مشروح آن از نظرتان می گذرد:



آیا در علائمی که برای ظهور حضرت مهدی (عج) در روایات و منابع معتبر وجود دارد، به فاجعه منا و آنچه در رمی جمرات برای حجاج رخ داد، اشاره شده است؟

در مورد علائم ظهور اعم از حتمی و غیرحتمی این پاسخ قطعی است که فاجعه عید قربان و کشته شدن حجاج خانه خدا در مِنا نه تنها جزء علائم حتمی ظهور نیست بلکه اساسا جزء علائم ظهور محسوب نمی شود.

اما متاسفانه ترجمه و تحلیل غلط، عدم توجه به کامل روایت و شتابزدگی عده ای که می توان از آنها با نام «منتظران بی تقوا در فضای مجازی!» یاد کرد در انتشار این روایت، باعث شده تا شایعه اینکه فاجعه منا از علائم ظهور حضرت مهدی (عج) است، منتشر شود!

اینچنین رفتار شتابزده و بدون تعقلی به تعبیر عامیانه افتادن در دیگ از هول حلیم است.



پس آن بریده کتاب که روایتی از حضرت رسول (ص) را مبنی بر وقوع فاجعه ای در مِنا به عنوان علامت ظهور نقل می کرد، چیست؟ آیا جعلی است؟

اولا باید توجه داشت این حدیث فقط و فقط در منابع اهل سنت نقل شده و هیچ یک از منابع و محدثان شیعی این روایت را نقل نکرده اند؛ ثانیا منظور آن نشانه ظهور نیست.

چهار منبع اصلی در اهل سنت این روایت را نقل کرده اند: «فتن» متعلق به نعیم بن حماد، «ملاحم» نوشته ابن منادی، «فتن» نوشته سلیلی و «فتن» متعلق به زکریای بزاز که باقی منابع اهل سنت روایت مذکور را از این چهار کتاب نقل کرده اند.

بنابراین، نخستین نقد به کسانی که به این روایت به عنوان نشانه ظهور استناد کرده اند این است که این روایت فقط از اهل سنت است و از نظر سندی ضعیف و قابل اعتنا نیست تا جایی که حتی علمای اهل سنت به آن اعتنا نکرده اند.

دوم آنکه معنای روایت اصلا آن چیزی نیست که از آن برداشت شده چراکه اگر آن را به طور کامل بررسی کنیم می بینیم چند مشخصه دارد و می گوید: در ذی الحجه ای که در مِنا کشتار می شود؛ یعنی تعبیر از جنگ دارد ( بعد أن تحارب القبائل) و از مَلاحم نام می برد، ملاحم از لحم یعنی گوشت است و اشاره دارد به کشتاری که گوشت ها روی هم انباشته می شود! نه اینکه افراد بر اثر سانحه و خفگی و فشار و گرما از بین بروند.

علاوه بر این، در روایت بیان می شود که خون تا جمرات جاری می شود (فثارت القبائل بعضها إلى بعض و اقتتلوا حتّى تسيل العقبة دماء) که چنین چیزی نیز رخ نداد؛ نکته دیگر آنکه روایت می گوید در آن سالی که در مِنا قتل و کشتار می شود اموال حجاج غارت شده و در راه کشته می شوند؟ آیا چنین شده است.

همچنین، در گزارش دیگری از این روایت بیان شده در سالی که در مِنا چنین اتفاقی رخ دهد، جنگ اتفاق افتاده و حجاج اسیر می شوند، که این نیز صورت نگرفته است.

نکته دیگر اینکه روایت می گوید: رمضان قبل از این ذی الحجه با روز جمعه آغاز می شود و نیمه آن نیز مصادف است با روز جمعه (هَدَّةٌ فِي النِّصْفِ مِنْ رَمَضَانَ يَوْمَ جُمُعَةٍ ضُحًى، وَ ذَلِكَ إِذَا وَافَقَ شَهْرُ رَمَضَانَ لَيْلَةَ الْجُمُعَة)، در حالی که امسال ماه رمضان با پنجشنبه آغاز شد و نیمه آن نیز پنجشنبه بود!

علاوه بر این، بنابر متن این روایت در آن ماه رمضان، ندای آسمانی زده می شود که «مهدی حق است» در حالی که این اتفاق نیز رخ نداد.

و نیز این روایت می گوید بعد از کشتار در مِنا ندای آسمانی بلند می شود که «امیر و خلیفه شما مهدی است» آیا کسی در منا این صوت آسمانی را شنید؟!

بنابراین، مجموع این موارد وقتی جمع می شود، در می یابیم روایت هیچ اشاره ای به واقعه ای که روز عید قربان در مِنا رخ داد، ندارد.



ممکن است که این روایت ناظر بر پیش بینی تاریخی باشد که به وقوع پیوسته است؟

بله، این روایت به یک قصه تاریخیِ اتفاق افتاده شباهت دارد؛ پس از کشته شدن ابوسعید جنابی بنیانگذار قرامطه ، فرزند او ابوطاهر سلیمان جنابی ـ جنجالی ترین چهره در میان حکام قرمطی ـ قدرت را به دست گرفت و برنامه ها و تندروی های پدر را دنبال کرد. او به تمام نواحی و اطراف دست اندازی کرد و همو بود که بارها به کاروان های حجّاج حمله کرد و آنها را کشت و بالأخره به مکه نیز حمله کرد و کشتارهای بیرحمانه ای به راه انداخت و حجرالأسود را از کعبه ربود.

بنابراین، احتمال دارد این گزارش، پیش بینی آنچه قرمطی ها انجام دادند باشد، چراکه این روایت قبل از واقعه قرامطه نقل شده است.



رواج چنین شبهاتی در فضای مجازی از نظر ضربه زدن به آموزه مهدویت چه عواقب سوئی دارد؟

باید توجه داشت یکی از گزاره های ما برای حضور در فضای مجازی رعایت تقوا است همانگونه که رهبر معظم انقلاب در بیانات اخیر خود فرمودند: همه کسانی که دین دارند در فضای مجازی حاضر شوند.

البته تقوا نیز به این معنا نیست که صرفا مطالب مستهجن و تصاویر مبتذل مطالعه و دیده نشود بلکه عدم نشر شایعات و مطالب دروغ نیز ذیل این تقوا قرار می گیرد.

از این رو، ما موظف هستیم تا زمانی که علم و آگاهی نسبت به مطلبی نداریم آن را نشر ندهیم وگرنه خلاف تقوای الهی عمل کرده ایم.

باید توجه داشت نخستین مشکل در نشر این شایعات این است که ما خلاف دین و آیین و رسم اهل بیت (ع) حرکت می کنیم؛ علاوه بر این، وقتی حوادث را با علائم ظهور تطبیق دهیم و بعد ظهور رخ ندهد زمینه توهین به دین را فراهم کرده ایم چون افرادی که دیندار نیستند فرصت یافته و ما را به سخره می گیرند و فراتر از آن اصل مهدویت را زیر سوال برده و می گویند این آموزه خرافه است!

آنچنان که ابن خلدون به دلیل تعدد مدعیان دروغین به عنوان یک جامعه شناس اصل مهدویت را رد کرد، امروز هم عده ای روشنفکرنما و غربزده از این آب گل آلود ماهی گرفته و به مهدویت حمله می کنند.

از این رو، باید مراقب باشیم با چنین اقدامات عجولانه و بدون پشتوانه فکری راهی را باز نکنیم که هم سودجویان سوء استفاده کنند و هم باورمندان به آموزه مهدویت وقتی در تطبیق به نتیجه مطلوب نرسند و قرینه و دلیل بیرونی نیابند، دچار دلسردی و ناامیدی شوند.
د
منبع : افکارنیوز
کد: 302998